شمس الدين حافظ
533
سفينه حافظ ( فارسى )
[ 479 صبحست و ژاله مىچكد از ابر بهمنى ] 81 شماره مسلسل 692 صبحست و ژاله مىچكد از ابر بهمنى * برگ صبوح ساز و بده جام يكمنى در بحر مائى و منى افتادهام بيار * مى تا خلاص بخشدم از مائى و منى « 1 » خون پياله خور كه حلالست خون او * در كار باده باش كه كاريست كردنى گر صبحدم خمار ترا درد سر دهد * پيشانى خمار همان به كه بشكنى ساقى به هوش باش كه غم در كمين « 2 » ماست * مطرب نگاه دار همين ره « 3 » كه مىزنى مى ده كه سر به گوش من آورد و چنگ گفت * خوش بگذران و بشنو ازين پير منحنى ساقى به بىنيازى رندان كه مى بده * تا بشنوى ز صوت مغنى هو الغنى « 4 » حافظ نهال قد تو در جويبار حسن * خون خورد و برنشاند تو خواهى كه بركنى « 5 » [ 484 تو مگر بر لب جوئى بهوس بنشينى ] 82 شماره مسلسل 693 تو مگر بر لب جوئى بهوس بنشينى « 6 » * ورنه هر فتنه كه بينى همه از خود بينى صبر بر جور رقيبت چه كنم گر نكنم * عاشقان را نبود چاره بجز مسكينى به خدائى كه توئى بندهء بگزيدهء او * كه بجاى من بيدل دگرى نگزينى ادب و شرم ترا خسرو مهرويان كرد * آفرين بر تو كه شايستهء صدچندينى عجب از لطف تو اى گل كه نشينى با خار * ظاهرا مصلحت وقت در آن مىبينى
--> ( 1 ) مقصود از « مائى و منى » خودستايى است : ( 2 ) در بعضى نسخ اين مصرع چنين است : « ساقى بدست باش كه غم در كمين ماست » و منظور از « بدست باش » « آگاه باش » و « تقصير مكن » است . ( 3 ) ره در اينجا بمعنى آواز و پرده موسيقى است ( 4 ) بىنيازى و مالدارى ( 5 ) در سودى و اغلب نسخ بيت مقطع وجود ندارد و بيت قبلى با تعويض ساقى بحافظ مقطع است . ( 6 ) در بعضى نسخ « ننشينى » آمده است ( سودى ) و معنى اين بيت چنين است : آب چون آينه ، اعمال تو را منعكس مىكند ، اگر در كنار آب اعمال هوسانه و بىرويه انجام بدهى عينا همه را در آب خواهى ديد يعنى اگر به نظرت زشت و فتنه آمد بدان از خود توست .